|
سه شنبه 22 شهريور 1390برچسب:, :: 11:0 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
راستی دنیا چه غریبه دلمون خیلی گرفته س
زین و اسبمونو بردن
بعضی یا چه پر ستاره
زندگی یه انتخابه علیرضا قزوه
![]()
سه شنبه 22 شهريور 1390برچسب:, :: 10:57 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
یاد باد آنکه سر کوی تو ماوایم بود کارتن خواب سرکوی تو بودم هرشب یاد باد آنکه دلم پیش دلت بود گرو یاد باد آنکه چو لب بهر سخن وا کردی با خرانی که به جز من به توعاشق بودند یک نماینده مجلس شده بودم کامل گرچه شورای نگهبان لبت مانع شد! سخنان تو مرا در هچل انداخت... بله (قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود) (من بیچاره چو زلف تو رها می کردم) این سوالیست که البته مرا خواهد کشت دولت آن است که بی خون دل آید به کنار ![]()
سه شنبه 22 شهريور 1390برچسب:, :: 10:55 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
به دنبال واژه مباش
کلمات فریبمان می دهند وقتی اولین حرف الفبا سرش کلاه برود باید فاتحه کلمات دیگر را خواند ![]()
دو شنبه 21 شهريور 1390برچسب:, :: 10:29 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
1-كاش در كتاب رفاقت سطري باشيم ماندني نه هاشيه اي از ياد رفتني 2-اگر شبي از شب هاي زمستان مسافري به اميد گرماي نگاهت به تو پناه آورد تنهاش نزار شايد در گرم ترين رور هاي زمستان به خنكي لبخندش محتاج بشي 3-3-با هم میشه مثل ماه درخشید من بی پناهم تو بی گناهی تو بی گناهی ..
ایمن بمانی از اشک و آهم...
![]()
جمعه 11 شهريور 1390برچسب:, :: 19:32 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
love is wide ocean that joins two shores ![]()
چهار شنبه 9 شهريور 1390برچسب:, :: 20:19 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران ![]()
چهار شنبه 9 شهريور 1390برچسب:, :: 14:41 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . . عشق واقعی به این می گن بعضی ها یاد بگیرن ![]()
چهار شنبه 9 شهريور 1390برچسب:, :: 14:35 :: نويسنده : ثنا(ارنیکا)
حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد حرفهای نا تمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده به تکاپو می افتی ....در غربت بیابان و در کوچ شبانه پرستوها در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردیژ دیر شده خیلی دیر هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی و یا شاید نمی فهمیدی امروز حقیقت را باور می کنی.... اما افسوس که زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده
************************* بذاز خيال كنم هنوز ترانه هامو مي شنوي هنوز هوامو داري و هنوز صدامو مي شنوي بذار خيال كنم هنوز يه لحظه از نيازتم اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم بذار خيال كنم هنوز پر از تب وتاب مني روزا به فكر ديدنم شبا پر از خواب مني بذاز خيال كنم تو دل تنگيات غروب كه مي شه ياد من مي يفتي تويي كه قصه طلوع عشق گفتي و دوست دارم و نگفتي
بذار خيال كنم منم اون كه دلت تنگ براش اوني كه وقتي تنهايي پر مي شي از خاطره هاش اون كه هنوز دوسش داري اون كه هنوز همنفس بذاز خيال كنم منم اوني كه بودنش بسه دوباره فال حافظ ودوباره توي فالمي بذار خيال كنم بذار اگر چه بي خيالمي بذاز خيال كنم تو دل تنگيات غروب كه مي شه ياد من مي يفتي تويي كه قصه طلوع عشق گفتي و دوست دارم و نگفتي
![]()
![]() |